از علاقه به خلبانی و پزشکی تا عشق مفرط به معلمی و نویسندگی

برخی اساتید و صاحبنظران فلسفه ایران در دوران کودکی دوست داشتند خلبان یا پزشک شوند اما آنچه بین آنها عمومیت بیشتری دارد، عشق مفرط به نویسندگی و معلمی است...
به گزارش فارس، یکی از پرسشهای مشترکی که در دوران کودکی به آن پاسخ میدهیم، این است که «وقتی بزرگ شدید، میخواهید چه کاره شوید؟». در این گزارش 10 استاد حوزه و دانشگاه به مرور خاطراتشان میپردازند و به این پرسش پاسخ میدهند.
در بخش نخست این گزارش اساتیدی چون غلامحسین ابراهیمیدینانی، حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه، غلامرضا اعوانی، حجتالاسلام رضا برنجکار، نصرالله پورجوادی، حجتالاسلام حمید پارسانیا و ... از اساتید فلسفه خاطراتشان را در این رابطه بیان کردند.

مشروح بخش دوم این گپوگفت با اساتید را در ادامه میخوانیم:
*از دوران دبیرستان به علوم دینی علاقهمند شدم

اسماعیل منصوری لاریجانی، استاد فلسفه و عرفان دانشگاه: من از دوران دبیرستان به علوم دینی علاقه شدید پیدا کردم و کنار دروس مدرسه، صرف و نحو کتب دینی و قرآنی میخواندم ابتدا رشته علوم آزمایشگاهی قبول شدم به انستیتو عالی علوم بیمارستانی رفتم اما بعد این کار را رها کردم و بعد از انقلاب در سال 62 رشته الهیات دانشگاه تهران خواندم، پس از آن دیگر در همین فلسفه، عرفان و الهیات ادامه تحصیل و کار دادم.
*میخواستم معلم شوم و معلم دانشگاه شدم

بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی: از کودکی به معلمی علاقه داشتم و خوشبختانه معلم دانشگاه هم شدم، همیشه به علم فکر کردم و دقیقاً هم تصورم از شغل آیندهام مشخص بود.
*همیشه از معلمی احساس رضایت کردم

رضا داوری اردکانی، چهره ماندگار فلسفه و رییس فرهنگستان علوم: از ابتدا دوست داشتم معلم شوم، معلمی که شغل معلمی را بسیار دوست داشت، هفتاد سال کتاب خواند و از این کار احساس رضایت و خشنودی کرد. نخستین کتابی که در فلسفه خواندم «ماتریالیسم» روژه گارودی بود و همینطور «اخلاق نیکوماک» یا نیکوماخوس ارسطو، این اثر را همه اهل فلسفه باید بخوانند.
*هدفم استاد دانشگاه و نویسندهشدن بود

صادق آیینهوند، استاد دانشگاه و رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: یادم میآید از سالهایی که دانشآموز بودم در شرایطی که همه دوستانم میخواستند درجهدار ارتش شوند، هدف مهمم این بود که استاد دانشگاه شوم و با توجه به منطقه محل تولدم در روستایی اطراف اسدآباد همدان و پیشه مردانش بچهها میخواستند راه پدرانشان را بروند اما من به نویسندگی علاقه داشتم، بنابراین محیط خیلی بر من تأثیرگذار نبود. از هشت سالگی شعر خواندم و علاقه قلبی به نویسندگی پیدا کردم.
*از خلبانی تا پزشکی و سپس فلسفه!

حسین کلباسی، استاد فلسفه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: من زمان کودکی بسیار دوست داشتم که خلبان شوم حتی تا الان هم خواب پرواز میبینم، ولی خب از کودکی تا میانسالی همه چیز تغییر میکند، من زمانی که کنکور تجربی دادم پزشکی اصفهان قبول شدم اما نرفتم و سال بعدش فلسفه قبول شدم و دراین حوزه باقی ماندم.
*از ابتدا علاقهمند به حوزه بودم

آیتالله سید مصطفی محقق داماد، استاد حوزه و دانشگاه و عضو فرهنگستان علوم: به علت برخی شرایط خاصی که در خانواده بر ما حاکم بود من از ابتدا علاقهمند شدم که به حوزه علمیه بروم و به شدت هم آنجا موفقیت کسب کردم و مورد تشویق قرار گرفتم، همینطور از ابتدا علاقهمند بودم که علوم جدید را نیز فرا بگیرم و بخوانم و همینطور هم خوشبختانه شد.
*همیشه به کتب فلسفی عشق ورزیدم

کریم مجتهدی چهره ماندگار فلسفه ایران و عضو پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: از زمانی که کم سن و سال بودم به کتابهای فلسفی علاقه داشتم، فلسفههای غرب را بسیار دقیق میخواندم، از 17 سالگی برای تحصیل به فرانسه رفتم و شوق فلسفه اسلامی مرا به ایران کشاند.
*از وقتی تفکر کردم به فلسفه علاقهمند شدم

آیتالله سیدحسن سعادت مصطفوی، مدیرگروه فلسفه دانشگاه امام صادق(ع): از سن بیست سالگی در حوزه فلسفه بودم اما از پیش از آن زمانی که تفکر کردم به فلسفه علاقهمند شدم و تا اکنون درس گفتم و درس گرفتم، کتاب نوشتم و کتاب در زمینه فلسفه خواندم.
*علاقه به فلسفه و عرفان برایم دور از ذهن نبود

حجتالاسلام محمدجواد رودگر، عضو هیئت علمی گروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی: من از همان کودکی به کتابهای مذهبی و دینی علاقه داشتم در دوره راهنمایی وارد فضای معارفی، دینی و اسلامی مدرسه شدم و ارتباط و دیالوگ با منافقین، مجاهدین و فداییان فضای ذهنی برایم ایجاد کرد همینطور سفرهایی هم علمی و سیاسی داشتم که همه اینها باعث شد توفیق یابم به تفسیر، فلسفه و عرفان بپردازم و بنابراین این برایم دور از ذهن نبود.
*کتب حکمی را از کودکی دوست داشتم
