توهين !! تنها سلاح فرقه ضاله ي وهابيت
گفتمان «امام هادي(ع)» قلب گفتمان غرب را هدف گرفته است
ترويج فرهنگ عميق و پربار شيعي همواره از بهترين گزينهها براي مقابله با هجمه عليه مقدسات بوده است. اهميت اين نکته، موضوعي است که «برهان» در گفتو گويي با حجتالاسلام و المسلمين «عليرضا پناهيان» مدرس حوزه و دانشگاه به شرح آن پرداخته است.
به نظر شما چرا از ميان ائمهي بزرگوار ما و در واقع معصومين ما هجمههاي اين دو سه ماه روي امام هادي(عليهالسلام) متمرکز شده است؟
در ابتدا اجازه دهيد يک پاسخ کلي خدمت شما عرض کنم و آن اين که اساساً وقتي دشمنان با توجه به برخي جزييات به مقدسات ما حمله ميکنند و تکتک امامان ما را مورد هجمهي خاص قرار ميدهند، اين نشان دهندهي اين است که دين اسلام و به تعبير دقيقتر اسلام ناب جايگاه بسيار خوبي در ميان مردم جهان پيدا کرده و طبيعتاً هر قدر بر عزت اسلام افزوده بشود، به مقدسات ديني ما با توجه به برخي از جزييات خاص بيشتر هجمه خواهد شد.
نکتهي دوم اين که اين نشان دهندهي زبوني آنها است که در مقام هجمه از روشهاي توهين و تمسخر استفاده ميکنند واين که براي مقابله کردن راه چارهي ديگري براي خودشان پيدا نميکنند.
شايد يک دليل ديگر هم اين باشد که در حقيقت تشيع از زمان امام هادي(عليهالسلام) به بعد رونق ويژهاي پيدا کرد و سختترين امتحانهاي خود را پشت سر گذاشت. شيعيان به جايي رسيده بودند که امامت امام جواد(عليهالسلام) را در 9 سالگي پذيرفتند و توانستند از امتحان ولايتعهدي امام رضا(عليهالسلام) عبور کنند. چون ميدانيد بعضيها در همان مقطع 7 امامي شدند. حصرها و محدوديتهاي امام هادي(عليهالسلام) را توانستند بپذيرند و از اين مرحله عبور کنند.
در اين زمان ميتوان گفت شيعه به بلوغ خاصي رسيده که چند سالي، يعني بسيار کمتر از نيم قرن بعد از زمان امام هادي(عليهالسلام) دوران غيبت آغاز ميشود. سند بسيار با عظمت زيارت جامعه مربوط به امام هادي(عليهالسلام) است کهميتوان آن را مانيفست شيعه نامگذاري کرد و براي شيعيان چيزي بيشتر از مانيفست و مرامنامه است و در واقع جمعبندي کنندهي تمام آموزههاي ولايي است که در زمان ائمهي هدي و قبل از آن و قبل از امام هادي(عليهالسلام) بيان شده بود. نقش ويژهي امام هادي(عليهالسلام) در نهايي کردن جامعهي شيعي اعم از فکر و فرهنگ تا احکام و آداب و رسوم نقش ويژهاي است. چه بسا دشمنان با توجه به اين نقش ويژه هدفشان را مورد هجمه قرار دادند.
حضرتعالي ميفرماييد که گفتمان امام هادي(عليهالسلام) در واقع قلب گفتمان غرب را هدف گرفته وبه همين دليل هجمهها به سوي اين بزرگوار است؟
عرض بنده اين است که در حال حاضر مهمترين تهديد براي تمدن غرب، قرائت شيعي از اسلام است و امام هادي(عليهالسلام) در نهايي کردن اين قرائت که قرائت اصيل اسلامي است و مبين اسلام ناب، نقش ويژهاي داشتند، از اين رو آنها با اسلام آمريکايي و اسلام غير ولايي کاري ندارند، مشکل آنها با اسلام ولايي است، اين اسلام ولايي را در مقام جمعبندي عرض ميکنم. باز هم نميخواهم تماميزحمات امامان معصوم(عليهمالسلام) قبل از امام هادي(عليهالسلام) راناديده بگيرم، بلکه در مقام جمعبندي و يکپارچهسازي و عبور شيعه از آخرين امتحانهاي الهي بايد براي امام هادي(عليهالسلام) نقش ويژهاي قائل شد. شايد دشمنان ما هم به دليل نقشهاي کليدي است که به ايشان هجمهي خاصي داشتند.
مردم و علماي ما در قبال اين هجمهها و هم بزرگداشت ائمه و ميراث بر جا مانده از آنان مانند جامعهي کبيره چه وظيفهاي دارند؟
ميراث گرانبهاي امام هادي(عليهالسلام) يعني زيارت جامعهي کبيره بايد بيش از پيش مورد توجه ما قرار گيرد. ائمهي هدي(عليهمالسلام) هميشه با مظلوميت خود توجه انسانهاي عاقل و عاشق را به معارف ديني جلب کردند. اين بار هم بايد بر اساس «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد»، ما به بهانهي اين هجمهها که بر امام هادي(عليهالسلام) رفته به قدردانيبيشتر از ميراث گرانبهاي ايشان، يعني زيارت جامعه بپردازيم. زيارت جامعه زيارتي است که امام (ره)هر روز آن را قرائت ميکردند و اين مداومت و مراقبت ايشان به عنوان بنيانگذار انقلاب و بزرگمقدمهساز ظهور حضرت و کسي که بعد از 1400 سال اسلام را از غربت نجات داد،بايد براي ما معنادار باشد. فرهنگ ولايي که امروزه پشتيباني کننده از ولايت فقيه که رکن اساسي نظام است به حساب ميآيد، بايد در جامعهي ما مطرح شود و هيچ چيز مانند جامعهيکبيره نميتواند اين فرهنگ ولايي را تقويت و تعميق ببخشد. جدا از اين که طبيعتاً روشنگري در مقابل هجمهيدشمنان در عرصهيبينالمللي وظيفهي تمام کساني است که توانايي در اين زمينه دارند و توانايي چندان بالايي هم نميخواهد.
بفرماييد برخورد سريع و قاطع علماي ما چه قدر ميتواند در تکرار نشدن چنين وقايعي مؤثر باشد و يا به نظر شما اصلاً برخورد سريع و قاطع لازم است؟
البته اگر علما صلاح بدانند، در هر سطحي برخورد خواهند کرد؛ حالا چه علني، چه با فعاليتهاي سازماندهي شده، ولي به هر حال اقدامها در مقابل دشمنان گاهي از اوقات بايد بسيار با شور و هيجان همراه باشد و توأم با يک عمليات گستردهبرضد يک رفتار غلط دشمن صورت بگيرد. گاهي از اوقات هم بايد با بياعتنايي از کنار برخي رفتارهاي غلط آنها گذشت تا از بزرگنمايي عمل زشت دشمن جلوگيري کرد. نه اين که اهانتها و هجمهها ناديده گرفته شود، اما بالاخره در هر موقعيتي و در برخورد با هر رفتار غلطي بايد سياست خاصي در نظر گرفته شود. بهترين برخورد، برخوردي است که از ميان بدنهي جامعه، بدنهي روشنفکر جامعه، طلاب و دانشجويان صورت بگيرد، طبيعتاً هر موقع علما هم احساس نياز بکنند به ميدان خواهند آمد.
ترويج فرهنگ عميق و پربار شيعي همواره از بهترين گزينهها براي مقابله با هجمه عليه مقدسات بوده است. اهميت اين نکته، موضوعي است که «برهان» در گفتو گويي با حجتالاسلام و المسلمين «عليرضا پناهيان» مدرس حوزه و دانشگاه به شرح آن پرداخته است.
به نظر شما چرا از ميان ائمهي بزرگوار ما و در واقع معصومين ما هجمههاي اين دو سه ماه روي امام هادي(عليهالسلام) متمرکز شده است؟
در ابتدا اجازه دهيد يک پاسخ کلي خدمت شما عرض کنم و آن اين که اساساً وقتي دشمنان با توجه به برخي جزييات به مقدسات ما حمله ميکنند و تکتک امامان ما را مورد هجمهي خاص قرار ميدهند، اين نشان دهندهي اين است که دين اسلام و به تعبير دقيقتر اسلام ناب جايگاه بسيار خوبي در ميان مردم جهان پيدا کرده و طبيعتاً هر قدر بر عزت اسلام افزوده بشود، به مقدسات ديني ما با توجه به برخي از جزييات خاص بيشتر هجمه خواهد شد.
نکتهي دوم اين که اين نشان دهندهي زبوني آنها است که در مقام هجمه از روشهاي توهين و تمسخر استفاده ميکنند واين که براي مقابله کردن راه چارهي ديگري براي خودشان پيدا نميکنند.
شايد يک دليل ديگر هم اين باشد که در حقيقت تشيع از زمان امام هادي(عليهالسلام) به بعد رونق ويژهاي پيدا کرد و سختترين امتحانهاي خود را پشت سر گذاشت. شيعيان به جايي رسيده بودند که امامت امام جواد(عليهالسلام) را در 9 سالگي پذيرفتند و توانستند از امتحان ولايتعهدي امام رضا(عليهالسلام) عبور کنند. چون ميدانيد بعضيها در همان مقطع 7 امامي شدند. حصرها و محدوديتهاي امام هادي(عليهالسلام) را توانستند بپذيرند و از اين مرحله عبور کنند.
در اين زمان ميتوان گفت شيعه به بلوغ خاصي رسيده که چند سالي، يعني بسيار کمتر از نيم قرن بعد از زمان امام هادي(عليهالسلام) دوران غيبت آغاز ميشود. سند بسيار با عظمت زيارت جامعه مربوط به امام هادي(عليهالسلام) است کهميتوان آن را مانيفست شيعه نامگذاري کرد و براي شيعيان چيزي بيشتر از مانيفست و مرامنامه است و در واقع جمعبندي کنندهي تمام آموزههاي ولايي است که در زمان ائمهي هدي و قبل از آن و قبل از امام هادي(عليهالسلام) بيان شده بود. نقش ويژهي امام هادي(عليهالسلام) در نهايي کردن جامعهي شيعي اعم از فکر و فرهنگ تا احکام و آداب و رسوم نقش ويژهاي است. چه بسا دشمنان با توجه به اين نقش ويژه هدفشان را مورد هجمه قرار دادند.
حضرتعالي ميفرماييد که گفتمان امام هادي(عليهالسلام) در واقع قلب گفتمان غرب را هدف گرفته وبه همين دليل هجمهها به سوي اين بزرگوار است؟
عرض بنده اين است که در حال حاضر مهمترين تهديد براي تمدن غرب، قرائت شيعي از اسلام است و امام هادي(عليهالسلام) در نهايي کردن اين قرائت که قرائت اصيل اسلامي است و مبين اسلام ناب، نقش ويژهاي داشتند، از اين رو آنها با اسلام آمريکايي و اسلام غير ولايي کاري ندارند، مشکل آنها با اسلام ولايي است، اين اسلام ولايي را در مقام جمعبندي عرض ميکنم. باز هم نميخواهم تماميزحمات امامان معصوم(عليهمالسلام) قبل از امام هادي(عليهالسلام) راناديده بگيرم، بلکه در مقام جمعبندي و يکپارچهسازي و عبور شيعه از آخرين امتحانهاي الهي بايد براي امام هادي(عليهالسلام) نقش ويژهاي قائل شد. شايد دشمنان ما هم به دليل نقشهاي کليدي است که به ايشان هجمهي خاصي داشتند.
مردم و علماي ما در قبال اين هجمهها و هم بزرگداشت ائمه و ميراث بر جا مانده از آنان مانند جامعهي کبيره چه وظيفهاي دارند؟
ميراث گرانبهاي امام هادي(عليهالسلام) يعني زيارت جامعهي کبيره بايد بيش از پيش مورد توجه ما قرار گيرد. ائمهي هدي(عليهمالسلام) هميشه با مظلوميت خود توجه انسانهاي عاقل و عاشق را به معارف ديني جلب کردند. اين بار هم بايد بر اساس «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد»، ما به بهانهي اين هجمهها که بر امام هادي(عليهالسلام) رفته به قدردانيبيشتر از ميراث گرانبهاي ايشان، يعني زيارت جامعه بپردازيم. زيارت جامعه زيارتي است که امام (ره)هر روز آن را قرائت ميکردند و اين مداومت و مراقبت ايشان به عنوان بنيانگذار انقلاب و بزرگمقدمهساز ظهور حضرت و کسي که بعد از 1400 سال اسلام را از غربت نجات داد،بايد براي ما معنادار باشد. فرهنگ ولايي که امروزه پشتيباني کننده از ولايت فقيه که رکن اساسي نظام است به حساب ميآيد، بايد در جامعهي ما مطرح شود و هيچ چيز مانند جامعهيکبيره نميتواند اين فرهنگ ولايي را تقويت و تعميق ببخشد. جدا از اين که طبيعتاً روشنگري در مقابل هجمهيدشمنان در عرصهيبينالمللي وظيفهي تمام کساني است که توانايي در اين زمينه دارند و توانايي چندان بالايي هم نميخواهد.
بفرماييد برخورد سريع و قاطع علماي ما چه قدر ميتواند در تکرار نشدن چنين وقايعي مؤثر باشد و يا به نظر شما اصلاً برخورد سريع و قاطع لازم است؟
البته اگر علما صلاح بدانند، در هر سطحي برخورد خواهند کرد؛ حالا چه علني، چه با فعاليتهاي سازماندهي شده، ولي به هر حال اقدامها در مقابل دشمنان گاهي از اوقات بايد بسيار با شور و هيجان همراه باشد و توأم با يک عمليات گستردهبرضد يک رفتار غلط دشمن صورت بگيرد. گاهي از اوقات هم بايد با بياعتنايي از کنار برخي رفتارهاي غلط آنها گذشت تا از بزرگنمايي عمل زشت دشمن جلوگيري کرد. نه اين که اهانتها و هجمهها ناديده گرفته شود، اما بالاخره در هر موقعيتي و در برخورد با هر رفتار غلطي بايد سياست خاصي در نظر گرفته شود. بهترين برخورد، برخوردي است که از ميان بدنهي جامعه، بدنهي روشنفکر جامعه، طلاب و دانشجويان صورت بگيرد، طبيعتاً هر موقع علما هم احساس نياز بکنند به ميدان خواهند آمد.
گردآوري : گروه اينترنتي معترف
+ نوشته شده در شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 14:4 توسط معترف
|