بهائيت به امام زمان نزديك ميشود!!!
آقاي دكتر! طي سالهاي اخير بحث عرفانهاي كاذب بشدت رواج يافت؛ پس از آن شاهد بوديم كه اين قضيه مستمسك مسائل سياسي قرار گرفت و در مناقشات سياسي به عنوان ابزاري براي تخريب رقيب به كارگيري شد به گونهاي كه حتي ارتباط با جن و رمال و جادوگر نيز در روزنامهها و سايتها مطرح و منتشر شد. ريشه اين بحث از كجاست؟
آياتي در قرآن بيانگر اين است كه شيطان در مقابل رحمان قرار داده شده است،مثل آيات 44 و 45 سوره مريم و آيه 6 سوره جن.
اين تمام چارچوب تئوريك رابطه خدا و قرآن با انسان است بدين معني كه بين خدا، شيطان و انسان يك چارچوبي وجود دارد كه انسان يا به طرف خداي رحمان ميرود يا به سوي غير خدا؛ خداي رحمان عام در همه انسانهاست كه تابعي از صفت فطرت انساني است چون همه فطرت دارند، خدا هم از اين باب رحمانيت دارد و به همه نعمت ميدهد، بعد صفت رحيميت است كه خاص است.
لذا شيطان مستقيماً با اين فطرت و با رحمت عام خداوند مشكل دارد براي همين مردم را از رحمت خداوند مأيوس ميكند لذا كافران و مشركان از رحمت خدا مأيوس ميشوند و از اينجا انسان دست به طغيان ميزند.
در مباني انديشههاي غرب ترويج از خدامحوري به سمت انسانمحوري را شاهد هستيم؛ شما چه نقشي براي اين انديشهها در ترويج خودبنيادي انسان قائل هستيد؟
شيطان مظهر عصيان در برابر خداست و اين عصيان در برابر خدا همان طور كه شما اشاره كرديد، در اومانيسم رخ داده است يعني در همان رنسانس عصيان در برابر خداوند رخ داد به اين معنا كه حركت از خدامحوري به سمت انسانمحوري انجام شد. شيطان انسان را در مقابل خداوند قرار ميدهد يعني انسان خود را در مقابل خدا ميبيند .
اومانيسم يك نوع اگوئيسم است، يعني خودبيني و خودمحوري؛ انسان اگر هواي نفس نداشته باشد شيطان هيچ كاري نميتواند بكند اما اگر هواي نفس را ديد شيطان كارش را شروع ميكند.از اين ميشود يك نوع عرفان هم استخراج كرد به نام عرفان طغياني يعني اين كه انسان يا با علم در برابر خدا طغيان كند و يا با علم تجربي بر طبيعت مسلط شود و انسان را جايگزين خدا كرده و طغيان كند.
اين عرفان از چه منبعي استخراج ميشود؟
از جن كافر و از اين طريق نيروهايي پيدا ميكند كه ميتواند در طبيعت يا در جسم برخي تصرف كند مثل كارهايي كه مرتاضهاي هندي با يك نوع رياضتهاي ناجور به دست ميآورند كه ما آنها را رياضتهاي غير شرعي ميناميم. اين گونه عرفان شيطاني شكل ميگيرد و عرفان جني پديد ميآيد.
ويژگي اين انسان طغيانگر چيست؟
زندگي مردم را به هم ميريزد لذا عرفان جني يك عرفان مضر است كه مثلاً در زندگي زناشويي اختلاف مياندازد براي همين در اسلام جادوگري حرام است و كسي كه اين كار را ميكند، مجرم است و مالي هم كه از اين طريق كسب شود حرام است.
روي همين حساب بعد از اسلام ديگر جنها نتوانستند از آسمان خبر بگيرند خصوصاً با ولايت ائمه اطهار عليهما السلام و پيامبر(ص) ديگر دست جن كوتاه شد، چرا كه پيامبر(ص) و ائمه اطهار حجت خدا بر بهشت و جهنم و انس و جن و دنيا و غيره هستند و هم بر سما و هم بر ارض مسلطاند از اينرو ولايت ائمه اطهار عليهماالسلام اصلاً اجازه كارهاي شيطاني نميدهند.
يعني عرفان اومانيستي قصد دارد از جن و اخبار آن استفاده كند؟
در حقيقت بايد اين گونه گفت كه عرفان اومانيستي ميخواهد در عالم ملكوت به نفع عالم ناسوت دخالت كند و اين كار را از طريق اخبار وهمي كه مثلاً 20 درصد آنها درست است و 80 درصد آن غلط است انجام ميدهد چون جن ديگر به اخبار آسماني دسترسي ندارد و بعد از اسلام رابطه آنها با آسمان قطع شد.
پيش از اسلام جنها چه رابطهاي با آسمان داشتند؟
كاري كه جنها ميكردند استراق سمع در آسمان بود تا از اخبار آسماني باخبر شوند و از آينده خبر پيدا كرده و آن را رقم بزنند مثلاً بفهمند كي ضرر ميكنند كي سود ميكنند.
اين اخبار هيچ حجتي هم ندارد.
برخي مطرح ميكنند كه ريشه عرفان اومانيستي از آموزههاي يهوديت گرفته شده است؛ آيا اين صحيح است؟
اومانيسم معرفتي كه از رنسانس به وجود آمد به دنبال آن عرفان اومانيستي هم به وجود آمد از اين رو بله اين عرفان اومانيستي ريشه در يهود قبل از اسلام دارد كه ميتوانست از آسمان استراق سمع كند و حالا ديگر نميتواند.
ديگر ما از دوره عرفان رحماني كه در ابتداي بحث ذكر كردم، گذشتيم و اين متعلق به قبل از اسلام بود و الان ما در دوره عرفان رحيمي هستيم يعني عرفان ولايي، يعني ولايت پيامبر(ص) و امامان شيعه و از همه مهمتر ولايت امام زمان(عج) كه الان در آسمان و ملكوت و با زمين و آسمان ارتباط دارد. ولي عرفان شيطاني چنين تواني را ندارد فقط در يك سطح محدودي آن هم از طريق اخبار وهمي يك سري كارهايي را انجام ميدهند خصوصاً در باب هدايت شديداً دست بستهاند يعني در باب هدايت اينها نميتوانند رهبر بشوند پس آن كاري كه در ملك سليمان انجام شد و جنها به يك جايي حمله كرده و شهر را به هم ميريزند، اينها زماني است كه ولايت نباشد. يكي از آقايان در دانشگاه اميركبير الان دارد همين كار را ميكند سرمايهگذاري برخي از اين فيلمها را هم به عهده دارد و با باند اين آقايي كه اخيراً خيلي نامش در ايران مطرح شده است، ارتباط دارد؛ اينها ميخواهند بگويند شياطين همه كاره است؛ اينها به تفسير توراتي قرآن بازگشتند و به دنبال آوردن جن و مقدر كردن جن بر ولايت امام زمان(عج) هستند.
اين يك نوع صهيونيسم اسلامي يا نوعي پروتستانتيسم اسلامي است كه اينها ميخواهند بياورند ولي ما قبول نداريم ما عرفان رحيمي را قبول داريم چون امام زمان(عج) وجهالله است و همه اوليا به او توجه ميكنند امام زمان(عج) حلقه اتصال ارض و سما است؛ بابالله است كه همه از او به خدا وارد ميشوند اين عرفان رحيمي است، ما عرفان رحماني را قبول نداريم.
نمونه عرفان رحماني را در ايران ميتوانيد نام ببريد؟
روشنفكري ديني مبلغ عرفان رحماني است. مثلاً روشنفكران ديني در دوران دوم خرداد ميخواستند عرفان رحماني را مستقر كنند تا ولايت را نفي كنند و ميخواهد بگويد همان فطرت بس است به همين دليل سعي كردند ولايت را نفي كنند يا حتي دعاي ندبه را نفي ميكردند يا سعي ميكردند اينها را با سند ضعيف عنوان كنند و آن را نفي كنند چون اگر اين ولايت امام زمان(عج) زده شود، ولايت فقيه هم زده ميشود اما اين عرفان رحيمي ولايت را اثبات ميكند كه در اين عرفان ولايت و امامت وجود دارد و فطرت هم در اين قالب فهم ميشود.
عرفان اومانيستي همين جنپرستي و شيطانپرستي است اينها ريشههاي عرفان دخاني و جني دارند كه امروز كاباليستها آن را مطرح ميكنند مثل عرفان كاباليستي يهود، از همين عرفان كاباليستي است كه فرديت به وجود ميآيد و كليساي كاتوليكي از بين ميرود و ميشود پروتستان؛ يعني عرفان غربي كه در پروتستانتيسم تجلي پيدا ميكند در برابر اجتماعگرايي كليسا قرار ميگيرد تا كليسا را از طريق اين كار خرد كرده و آن را به يك امر فردي تبديل كند يا امر فردي عرفاني كه اين امر فردي عرفاني ولايت از آن برداشته ميشود. ولايت كه برداشته شود نهايتاً به شيطان ميرسد چون همان گونه كه شيطان در برابر خدا ايستاد، انسان هم ميايستد و اينجاست كه اومانيسم و شيطانپرستي در يك نقطه به هم ميرسند و محور آن هم عرفان دخاني است كه از طريق جن ميخواهد به نفع انسان در آسمان تصرف كند و فراماسونري هم از اين درآمد.
فراماسونري هم عرفان دخاني است؟
بله؛ از اين طريق فراماسونري ميخواهد سازماني را تشكيل دهد و بر اين اساس فقط به صفت خوف ميپردازد و عرفان سازمان محور است؛ فرد هيچ ارادهاي ندارد بلكه در برابر آن سازمان مطيع است چون يك عرفان خوفي و زاهدانه است.
ريشه فراماسونري در غرب است؛ در شرق اين عرفانها به چه شكل است؟
يهود كه به قول نيچه يك دين غربي است با يك نوع اومانيسم شرقي مخلوط ميشود و سعي ميكند آن را پخش كند كه آن بودائيسم است، بودائيسم ميخواهد از طريق روحانيون بودا ارواح و افكار شيطاني را از افراد خارج كند كه الان مركز اين قصه در كره جنوبي است و اخيراً ديدم كه روشنفكران ديني ايران گفتهاند كه بايد به سمت يك بودائيسم اسلامي برويم، يعني همان عرفان دخاني و شيطانپرستي كه در بودائيسم وجود دارد را ترويج كنيم. در كشوري مثل تايلند كه بودائيسم در آن مسلط است، معابد بودايي اين كشور را به هشت قسمت تقسيم كردهاند و هر قسمت از تايلند به يكي از ارواح خبيثه تعلق دارد، كاركرد روحانيون بودايي در تايلند يا در كره جنوبي كه در فيلمهاي كرهاي مثل جومونگ هم آمده است همانند آن زن بودايي اين است كه ارواح شيطاني را دور كند و جالب است كه اين ارواح شيطاني عرفان دخاني دارند.امروز در مقابل هر كارخانه، دانشگاه، كاخ و غيره يك مجسمه بزرگ از اين مجسمههاي شيطاني وجود دارند كه بايد برايش عود روشن كنند و غذا بگذارند تا بلا دور شود و اين همان شيطانپرستي است.
اين موضوع در بودائيسم از ابتدا وجود داشته يا به آن اضافه شده است؟
بودائيسم كه صهيونيسم جهاني پخش ميكند به غير از عرفان دخاني شرقي است كه مقابل توحيد ميايستد و شرك را رواج ميدهد و به لا حول و لا قوه الا بالله معتقد نيست بلكه معتقد به وجود شيطانهاي زيادي در عرض خدا است. لذا شيطانپرستي و عرفان دخاني در بودائيسم هم وارد شده است و اتفاقاً امريكا روي اين بودائيسم تايلندي و كره جنوبي بشدت تبليغ و فيلم توليد ميكند و اتفاقاً فيلمهايش هم در ايران بسيار آمده است كه شياطين به شكلهايي زيبا درآمده اما باطن زشتي دارند مثلاً جومونگ كه سر تا پا شيطانپرستي است.
هدف صهيونيسم از ترويج بودائيسم چيست؟
امريكا و اسرائيل بودائيسم را ترويج ميكنند تا از اين طريق چين و هند را دچار فشار كنند.
مقاومتي هم از سوي چين صورت ميگيرد؟
بله؛ امروز همه فيلمهاي كرهاي كه نشان داده ميشود ضد چين است، در خود جومونگ هم همين وجود داشت يعني شيطانپرستي كه ضد چين است و هيچ فيلمي كرهاي نيست كه ساخته بشود و ضد چين نباشد. چينيها هم ضد مغول هستند.
در ابعاد اخلاقي چه هدفي از ترويج اين عرفانها دنبال ميشود؟
در بعد ساختار اجتماعي اينها بشدت به همجنسگرايي نزديك ميشوند يعني شيطانپرستي حتماً به همجنسگرايي نزديك ميشود لذا شديداً ضد خانواده است اينها همه در مقابل توحيد است؛ اومانيسم عرفاني در مقابل توحيد است و خانواده را هدف ميگيرد چون اولين جايي كه توحيد تجلي دارد، خانواده است. خداوند در سوره نور آيه 35 ميفرمايد «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ» الي آخر بعد بلافاصله در آيه بعد ميفرمايد «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ» يعني آن نور در خانههايي است که خدا رخصت داد ارجمندش دارند و نامش در آنجا ياد شود و او را هر بامداد و شبانگاه تسبيح گويند. پس اول توحيد است بعد خانواده و اين توحيد بر اساس ولايت بنا ميشود لذا عرفان رحمانيها ضد ولايتاند.
در آيئالكرسي ميگويد «الله ولي الذين آمنو الي آخر» يعني انسانهايي كه ولايت را بپذيرند، از سمت ظلمات به سمت نور هدايت ميشوند در حالي كه شيطان برعكس اين را انجام ميدهد.
وليالله هستند كه انسان را از سوي ظلمات به سمت نور ميبرند امام زمان(عج) ميفرمايد «فَاْرجِعُوا فيها اِلي رُواةِ حَديثنا فَاِنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ اَنَا حُجَّةُ الله عَلَيْهِمْ» يعني به راويان حديث يا همان فقها رجوع كنيد كه آنها براي شما حجت هستند و من بر آنها حجت ميباشم و اين ميآيد تا علما و فقها و ولايت فقيه، اگر عرفان رحماني را بپذيريم بايد ولايت و ولايت فقيه را نفي كرد و اگر عرفان شيطاني و دخاني را بپذيريم، اصلاً ولايت را به كل رد ميكند، ميگوييم بسمالله الرحمن الرحيم كه آخر سر رحيم ميآيد يعني ولايت بايد رحيمي باشد. ما هرچه به آخرالزمان نزديك ميشويم، ولايت رحيمي بيشتر ميشود اسم امام زمان(عج) كه بيشتر برده ميشود، ميبينيم كه دشمن هم خدشه ميكند.
دشمن ميآيد در آخرالزمان عرفان دخاني را با امام زمان(عج) قاطي ميكند و بهائيت را بيرون ميآورد تا ظهور ولايت را نفي كند بهائيت هم اول آمد و گفت من باب المهدي هستم بعد گفت بهاالله هستم كه يعني خود خدا هستم.
درخشندگي خدا مال خود خداست كه اين را به امام زمان(عج) ميدهد و بعد به ولايت فقيه ميدهد هرقدر امام زمان(عج) بيشتر تجلي پيدا كند، اين عرفانها بيشتر نمايان
ميشود.
در ايران وضع به چه شكل است؟
در ايران دارند بهائيت جديد به وجود ميآورند آنهايي كه عرفان دخاني را با مهدويت قاطي ميكنند، براي اين است كه بهجاي بهائيت قديم، بهائيت جديد راه بيندازند تا اعتقاد به امام زمان(عج) و پس از آن اعتقاد به ولايت فقيه را نابود كنند. البته اين را هم بايد گفت كه غرض قرار دادن ولايت رحماني در برابر ولايت رحيمي نيست بلكه ولايت رحيمي ولايت رحماني را كامل ميكند. خطر بزرگ اين است كه عرفان دخاني را با ولايت رحيمي قاطي كنند كه شرك به وجود آورند تا نتيجه آن بودائيسم يا صهيونيسم اسلامي باشد. ميخواهند با عرفان دخاني جهان را تسخير كنند.
آياتي در قرآن بيانگر اين است كه شيطان در مقابل رحمان قرار داده شده است،مثل آيات 44 و 45 سوره مريم و آيه 6 سوره جن.
اين تمام چارچوب تئوريك رابطه خدا و قرآن با انسان است بدين معني كه بين خدا، شيطان و انسان يك چارچوبي وجود دارد كه انسان يا به طرف خداي رحمان ميرود يا به سوي غير خدا؛ خداي رحمان عام در همه انسانهاست كه تابعي از صفت فطرت انساني است چون همه فطرت دارند، خدا هم از اين باب رحمانيت دارد و به همه نعمت ميدهد، بعد صفت رحيميت است كه خاص است.
لذا شيطان مستقيماً با اين فطرت و با رحمت عام خداوند مشكل دارد براي همين مردم را از رحمت خداوند مأيوس ميكند لذا كافران و مشركان از رحمت خدا مأيوس ميشوند و از اينجا انسان دست به طغيان ميزند.
در مباني انديشههاي غرب ترويج از خدامحوري به سمت انسانمحوري را شاهد هستيم؛ شما چه نقشي براي اين انديشهها در ترويج خودبنيادي انسان قائل هستيد؟
شيطان مظهر عصيان در برابر خداست و اين عصيان در برابر خدا همان طور كه شما اشاره كرديد، در اومانيسم رخ داده است يعني در همان رنسانس عصيان در برابر خداوند رخ داد به اين معنا كه حركت از خدامحوري به سمت انسانمحوري انجام شد. شيطان انسان را در مقابل خداوند قرار ميدهد يعني انسان خود را در مقابل خدا ميبيند .
اومانيسم يك نوع اگوئيسم است، يعني خودبيني و خودمحوري؛ انسان اگر هواي نفس نداشته باشد شيطان هيچ كاري نميتواند بكند اما اگر هواي نفس را ديد شيطان كارش را شروع ميكند.از اين ميشود يك نوع عرفان هم استخراج كرد به نام عرفان طغياني يعني اين كه انسان يا با علم در برابر خدا طغيان كند و يا با علم تجربي بر طبيعت مسلط شود و انسان را جايگزين خدا كرده و طغيان كند.
اين عرفان از چه منبعي استخراج ميشود؟
از جن كافر و از اين طريق نيروهايي پيدا ميكند كه ميتواند در طبيعت يا در جسم برخي تصرف كند مثل كارهايي كه مرتاضهاي هندي با يك نوع رياضتهاي ناجور به دست ميآورند كه ما آنها را رياضتهاي غير شرعي ميناميم. اين گونه عرفان شيطاني شكل ميگيرد و عرفان جني پديد ميآيد.
ويژگي اين انسان طغيانگر چيست؟
زندگي مردم را به هم ميريزد لذا عرفان جني يك عرفان مضر است كه مثلاً در زندگي زناشويي اختلاف مياندازد براي همين در اسلام جادوگري حرام است و كسي كه اين كار را ميكند، مجرم است و مالي هم كه از اين طريق كسب شود حرام است.
روي همين حساب بعد از اسلام ديگر جنها نتوانستند از آسمان خبر بگيرند خصوصاً با ولايت ائمه اطهار عليهما السلام و پيامبر(ص) ديگر دست جن كوتاه شد، چرا كه پيامبر(ص) و ائمه اطهار حجت خدا بر بهشت و جهنم و انس و جن و دنيا و غيره هستند و هم بر سما و هم بر ارض مسلطاند از اينرو ولايت ائمه اطهار عليهماالسلام اصلاً اجازه كارهاي شيطاني نميدهند.
يعني عرفان اومانيستي قصد دارد از جن و اخبار آن استفاده كند؟
در حقيقت بايد اين گونه گفت كه عرفان اومانيستي ميخواهد در عالم ملكوت به نفع عالم ناسوت دخالت كند و اين كار را از طريق اخبار وهمي كه مثلاً 20 درصد آنها درست است و 80 درصد آن غلط است انجام ميدهد چون جن ديگر به اخبار آسماني دسترسي ندارد و بعد از اسلام رابطه آنها با آسمان قطع شد.
پيش از اسلام جنها چه رابطهاي با آسمان داشتند؟
كاري كه جنها ميكردند استراق سمع در آسمان بود تا از اخبار آسماني باخبر شوند و از آينده خبر پيدا كرده و آن را رقم بزنند مثلاً بفهمند كي ضرر ميكنند كي سود ميكنند.
اين اخبار هيچ حجتي هم ندارد.
برخي مطرح ميكنند كه ريشه عرفان اومانيستي از آموزههاي يهوديت گرفته شده است؛ آيا اين صحيح است؟
اومانيسم معرفتي كه از رنسانس به وجود آمد به دنبال آن عرفان اومانيستي هم به وجود آمد از اين رو بله اين عرفان اومانيستي ريشه در يهود قبل از اسلام دارد كه ميتوانست از آسمان استراق سمع كند و حالا ديگر نميتواند.
ديگر ما از دوره عرفان رحماني كه در ابتداي بحث ذكر كردم، گذشتيم و اين متعلق به قبل از اسلام بود و الان ما در دوره عرفان رحيمي هستيم يعني عرفان ولايي، يعني ولايت پيامبر(ص) و امامان شيعه و از همه مهمتر ولايت امام زمان(عج) كه الان در آسمان و ملكوت و با زمين و آسمان ارتباط دارد. ولي عرفان شيطاني چنين تواني را ندارد فقط در يك سطح محدودي آن هم از طريق اخبار وهمي يك سري كارهايي را انجام ميدهند خصوصاً در باب هدايت شديداً دست بستهاند يعني در باب هدايت اينها نميتوانند رهبر بشوند پس آن كاري كه در ملك سليمان انجام شد و جنها به يك جايي حمله كرده و شهر را به هم ميريزند، اينها زماني است كه ولايت نباشد. يكي از آقايان در دانشگاه اميركبير الان دارد همين كار را ميكند سرمايهگذاري برخي از اين فيلمها را هم به عهده دارد و با باند اين آقايي كه اخيراً خيلي نامش در ايران مطرح شده است، ارتباط دارد؛ اينها ميخواهند بگويند شياطين همه كاره است؛ اينها به تفسير توراتي قرآن بازگشتند و به دنبال آوردن جن و مقدر كردن جن بر ولايت امام زمان(عج) هستند.
اين يك نوع صهيونيسم اسلامي يا نوعي پروتستانتيسم اسلامي است كه اينها ميخواهند بياورند ولي ما قبول نداريم ما عرفان رحيمي را قبول داريم چون امام زمان(عج) وجهالله است و همه اوليا به او توجه ميكنند امام زمان(عج) حلقه اتصال ارض و سما است؛ بابالله است كه همه از او به خدا وارد ميشوند اين عرفان رحيمي است، ما عرفان رحماني را قبول نداريم.
نمونه عرفان رحماني را در ايران ميتوانيد نام ببريد؟
روشنفكري ديني مبلغ عرفان رحماني است. مثلاً روشنفكران ديني در دوران دوم خرداد ميخواستند عرفان رحماني را مستقر كنند تا ولايت را نفي كنند و ميخواهد بگويد همان فطرت بس است به همين دليل سعي كردند ولايت را نفي كنند يا حتي دعاي ندبه را نفي ميكردند يا سعي ميكردند اينها را با سند ضعيف عنوان كنند و آن را نفي كنند چون اگر اين ولايت امام زمان(عج) زده شود، ولايت فقيه هم زده ميشود اما اين عرفان رحيمي ولايت را اثبات ميكند كه در اين عرفان ولايت و امامت وجود دارد و فطرت هم در اين قالب فهم ميشود.
عرفان اومانيستي همين جنپرستي و شيطانپرستي است اينها ريشههاي عرفان دخاني و جني دارند كه امروز كاباليستها آن را مطرح ميكنند مثل عرفان كاباليستي يهود، از همين عرفان كاباليستي است كه فرديت به وجود ميآيد و كليساي كاتوليكي از بين ميرود و ميشود پروتستان؛ يعني عرفان غربي كه در پروتستانتيسم تجلي پيدا ميكند در برابر اجتماعگرايي كليسا قرار ميگيرد تا كليسا را از طريق اين كار خرد كرده و آن را به يك امر فردي تبديل كند يا امر فردي عرفاني كه اين امر فردي عرفاني ولايت از آن برداشته ميشود. ولايت كه برداشته شود نهايتاً به شيطان ميرسد چون همان گونه كه شيطان در برابر خدا ايستاد، انسان هم ميايستد و اينجاست كه اومانيسم و شيطانپرستي در يك نقطه به هم ميرسند و محور آن هم عرفان دخاني است كه از طريق جن ميخواهد به نفع انسان در آسمان تصرف كند و فراماسونري هم از اين درآمد.
فراماسونري هم عرفان دخاني است؟
بله؛ از اين طريق فراماسونري ميخواهد سازماني را تشكيل دهد و بر اين اساس فقط به صفت خوف ميپردازد و عرفان سازمان محور است؛ فرد هيچ ارادهاي ندارد بلكه در برابر آن سازمان مطيع است چون يك عرفان خوفي و زاهدانه است.
ريشه فراماسونري در غرب است؛ در شرق اين عرفانها به چه شكل است؟
يهود كه به قول نيچه يك دين غربي است با يك نوع اومانيسم شرقي مخلوط ميشود و سعي ميكند آن را پخش كند كه آن بودائيسم است، بودائيسم ميخواهد از طريق روحانيون بودا ارواح و افكار شيطاني را از افراد خارج كند كه الان مركز اين قصه در كره جنوبي است و اخيراً ديدم كه روشنفكران ديني ايران گفتهاند كه بايد به سمت يك بودائيسم اسلامي برويم، يعني همان عرفان دخاني و شيطانپرستي كه در بودائيسم وجود دارد را ترويج كنيم. در كشوري مثل تايلند كه بودائيسم در آن مسلط است، معابد بودايي اين كشور را به هشت قسمت تقسيم كردهاند و هر قسمت از تايلند به يكي از ارواح خبيثه تعلق دارد، كاركرد روحانيون بودايي در تايلند يا در كره جنوبي كه در فيلمهاي كرهاي مثل جومونگ هم آمده است همانند آن زن بودايي اين است كه ارواح شيطاني را دور كند و جالب است كه اين ارواح شيطاني عرفان دخاني دارند.امروز در مقابل هر كارخانه، دانشگاه، كاخ و غيره يك مجسمه بزرگ از اين مجسمههاي شيطاني وجود دارند كه بايد برايش عود روشن كنند و غذا بگذارند تا بلا دور شود و اين همان شيطانپرستي است.
اين موضوع در بودائيسم از ابتدا وجود داشته يا به آن اضافه شده است؟
بودائيسم كه صهيونيسم جهاني پخش ميكند به غير از عرفان دخاني شرقي است كه مقابل توحيد ميايستد و شرك را رواج ميدهد و به لا حول و لا قوه الا بالله معتقد نيست بلكه معتقد به وجود شيطانهاي زيادي در عرض خدا است. لذا شيطانپرستي و عرفان دخاني در بودائيسم هم وارد شده است و اتفاقاً امريكا روي اين بودائيسم تايلندي و كره جنوبي بشدت تبليغ و فيلم توليد ميكند و اتفاقاً فيلمهايش هم در ايران بسيار آمده است كه شياطين به شكلهايي زيبا درآمده اما باطن زشتي دارند مثلاً جومونگ كه سر تا پا شيطانپرستي است.
هدف صهيونيسم از ترويج بودائيسم چيست؟
امريكا و اسرائيل بودائيسم را ترويج ميكنند تا از اين طريق چين و هند را دچار فشار كنند.
مقاومتي هم از سوي چين صورت ميگيرد؟
بله؛ امروز همه فيلمهاي كرهاي كه نشان داده ميشود ضد چين است، در خود جومونگ هم همين وجود داشت يعني شيطانپرستي كه ضد چين است و هيچ فيلمي كرهاي نيست كه ساخته بشود و ضد چين نباشد. چينيها هم ضد مغول هستند.
در ابعاد اخلاقي چه هدفي از ترويج اين عرفانها دنبال ميشود؟
در بعد ساختار اجتماعي اينها بشدت به همجنسگرايي نزديك ميشوند يعني شيطانپرستي حتماً به همجنسگرايي نزديك ميشود لذا شديداً ضد خانواده است اينها همه در مقابل توحيد است؛ اومانيسم عرفاني در مقابل توحيد است و خانواده را هدف ميگيرد چون اولين جايي كه توحيد تجلي دارد، خانواده است. خداوند در سوره نور آيه 35 ميفرمايد «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ» الي آخر بعد بلافاصله در آيه بعد ميفرمايد «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ» يعني آن نور در خانههايي است که خدا رخصت داد ارجمندش دارند و نامش در آنجا ياد شود و او را هر بامداد و شبانگاه تسبيح گويند. پس اول توحيد است بعد خانواده و اين توحيد بر اساس ولايت بنا ميشود لذا عرفان رحمانيها ضد ولايتاند.
در آيئالكرسي ميگويد «الله ولي الذين آمنو الي آخر» يعني انسانهايي كه ولايت را بپذيرند، از سمت ظلمات به سمت نور هدايت ميشوند در حالي كه شيطان برعكس اين را انجام ميدهد.
وليالله هستند كه انسان را از سوي ظلمات به سمت نور ميبرند امام زمان(عج) ميفرمايد «فَاْرجِعُوا فيها اِلي رُواةِ حَديثنا فَاِنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ اَنَا حُجَّةُ الله عَلَيْهِمْ» يعني به راويان حديث يا همان فقها رجوع كنيد كه آنها براي شما حجت هستند و من بر آنها حجت ميباشم و اين ميآيد تا علما و فقها و ولايت فقيه، اگر عرفان رحماني را بپذيريم بايد ولايت و ولايت فقيه را نفي كرد و اگر عرفان شيطاني و دخاني را بپذيريم، اصلاً ولايت را به كل رد ميكند، ميگوييم بسمالله الرحمن الرحيم كه آخر سر رحيم ميآيد يعني ولايت بايد رحيمي باشد. ما هرچه به آخرالزمان نزديك ميشويم، ولايت رحيمي بيشتر ميشود اسم امام زمان(عج) كه بيشتر برده ميشود، ميبينيم كه دشمن هم خدشه ميكند.
دشمن ميآيد در آخرالزمان عرفان دخاني را با امام زمان(عج) قاطي ميكند و بهائيت را بيرون ميآورد تا ظهور ولايت را نفي كند بهائيت هم اول آمد و گفت من باب المهدي هستم بعد گفت بهاالله هستم كه يعني خود خدا هستم.
درخشندگي خدا مال خود خداست كه اين را به امام زمان(عج) ميدهد و بعد به ولايت فقيه ميدهد هرقدر امام زمان(عج) بيشتر تجلي پيدا كند، اين عرفانها بيشتر نمايان
ميشود.
در ايران وضع به چه شكل است؟
در ايران دارند بهائيت جديد به وجود ميآورند آنهايي كه عرفان دخاني را با مهدويت قاطي ميكنند، براي اين است كه بهجاي بهائيت قديم، بهائيت جديد راه بيندازند تا اعتقاد به امام زمان(عج) و پس از آن اعتقاد به ولايت فقيه را نابود كنند. البته اين را هم بايد گفت كه غرض قرار دادن ولايت رحماني در برابر ولايت رحيمي نيست بلكه ولايت رحيمي ولايت رحماني را كامل ميكند. خطر بزرگ اين است كه عرفان دخاني را با ولايت رحيمي قاطي كنند كه شرك به وجود آورند تا نتيجه آن بودائيسم يا صهيونيسم اسلامي باشد. ميخواهند با عرفان دخاني جهان را تسخير كنند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت 15:51 توسط معترف
|