مکتب تشيع انساني است؛ اخلاقي و قانون گراست يعني قوانين همزيستي با ديگران را رعايت مي کند؛ عقلاني و اصولي است.
رحيم انورشان رحماني، از رهبران و روحانيان سرشناس شيعه ترکيه و مسوول مؤسسه آل البيت (ع) در اين کشور است که بيش از يک دهه است از ايران و پس از پايان تحصيلش در حوزه علميه قم به ترکيه بازگشته و به فعاليت هاي فرهنگي و مذهبي در حوزه ي شيعي اشتغال دارد. او يکي از روحانيان سرشناس ترکيه است که موسسه آل البيت (ع) را اداره مي کند. او در ترکيه در گفت و گويي خواندني به بيان ديدگاه هاي خود از وضعيت شيعيان در جهان و در ترکيه ي معاصر پرداخته و با توجه به ظرفيت ها و ويژگي هاي مکتب تشيع سرنوشت عالم اسلام را به دست شيعيان مي بيند و نقش مرجعيت، روشنفکران و نخبگان و رسانه ها را در آينده شيعه مکمل يکديگر مي داند و يادآوري مي کند که بايد اين سه بخش به ياري هم بشتابند و همسو باشند تا شيعه بتواند به اهداف بلند خود دست يابد.

رحماني درباره ي روند رشد تشيع در جهان ابراز مي کند: بعد از اتمام جنگ ايران و عراق، متفکرين ايراني تلاش هاي شايسته اي داشتند و با پيشرفت هاي فرهنگي که داشتند توانستند فرهنگ شيعه را بهتر بشناسانند. بعد از 11 سپتامبر و جريان افراطي که القاعده و طالبان به راه انداختند، فرصتي پيش آمد تا افکار عمومي جهان به ويژه غرب بتواند يک تفکيک عميق بين عقايد اين گروه ها با عقايد شيعه قايل شود و براي همگان روشن شد که مکتب شيعه يا دولت نمونه شيعه که همان دولت اميرالمومنين (ع) بود، از چنان مشي اخلاقي برخوردار است که اساسا اجازه اقدامات تروريستي را نمي دهد زيرا ارزش هاي اين مکتب، ارزش هاي انساني و اخلاقي است..

رحماني با اشاره به تاکيد همه مراجع مبني بر پايبندي مسلمانان مهاجر به قوانين کشورها مي گويد: وقتي مراجع به شيعيان و مقلدان خود که در کشورهاي غربي زندگي مي کنند اجازه نمي دهند از برق و آب يا بيمه آن کشور سوءاستفاده کنند و نبايد قوانين کشور ها را نقض کنند، طبيعي است که اجازه حرکات افراطي و تروريستي را هم نمي دهند و حتي با آن مقابله مي کنند. دنيا اين مطلب را فهميده است و به نظر من شيعه يک نوع نگرش جديد دارد و اين نوع نگرش به افکار انسان دوستانه جهاني و حفظ حقوق انسان ها بسيار نزديک است.

او در تبيين دلايل اين نگرش مي افزايد: مکتب تشيع انساني است؛ قانون گراست يعني قوانين همزيستي با ديگران را رعايت مي کند؛ اخلاقي ، عقلاني و اصولي است.

رحماني که معتقد است پس از قضاياي 11 سپتامبر شرايط براي رشد مکتب تشيع بيشتر فراهم شده است مي افزايد: انقلاب اسلامي با آرمان هاي مذهبي تأثير خيلي عميقي در کشورهاي مختلف داشته و اين جهش و گسترش شيعه را از نظر فرهنگي و سياسي در دنيا بدنبال داشته اما به دليل جنگ با عراق و مشکلاتي که انقلاب اسلامي با غرب داشته، ديدگاه تشيع نسبت به ديگر اديان فرصت معرفي و ظهور کامل نداشته و چون غربي ها از انقلاب ايران هراس داشتند و منافع خود را در خطر مي ديدند به مقابله با جريان شيعي پرداختند و متأسفانه راه گفت و گو را انتخاب نکردند. انقلاب اسلامي ايران اگرچه امکانات وسيعي را براي شيعيان به لحاظ فرهنگي و سياسي به همراه داشت اما از سوي ديگر تقابل غرب با آرمان هاي شيعه به دليل ترس از انقلاب اسلامي ايران را هم به دنبال داشت. البته بعد از پايان جنگ با عراق و سقوط صدام فرصت بهتري براي کار فرهنگي و معرفي تشيع به دست آمد.

او مي گويد: نجف که همواره يکي از مراکز مهم و اصلي شيعه در تاريخ بوده و مرکز علم و فرهنگ و عرفان و معرفت و مکتب شيعه بوده و بسياري از مراجع بزرگ جهان اسلام از علماي حوزه نجف بوده اند، در دوران صدام روزگار و دوران بسيار دشوار و سياهي را پشت سر گذاشت، زيرا صدام خيل کثيري از دانشمندان متفکر و مسلمان را به شهادت رساند و اجازه نداد شيعيان عقايد خود را آنگونه که بايسته بود مطرح کنند ؛ اما بعد از سقوط صدام يک جهش و پيشروي حاصل شد و حوزه ي نجف بار ديگر مراجعي همچون آيت الله العظمي سيستاني با آن ديد وسيع را معرفي کرد که هم بين شيعيان و هم اهل تسنن داراي جايگاهي والاست و آن نظرشان مشهور است که «نگوييد اهل سنت برادر ماست بلکه آنها خود شما هستند و نفس شما هستند» يا نسبت به مسيحياني که مورد ظلم واقع شدند خطاب به حکومت فتوا دادند که « اين مسيحيان هم وطنان ما و مثل ما هستند و شما بايد از آنها دفاع کنيد».

مسوول موسسه آل البيت ترکيه در مجموع با تاکيد بر اينکه با باز شدن فضا، حوزه نجف توانست با فراغ بال بيشتري پشتوانه عملي براي تفکر شيعي باشد و به شکل جدي تر و بالنده تري به صحنه بيايد و مجموعه عوامل جهاني به رشد شيعه کمک کرد، بيان مي کند: بسياري از مردم دنيا نمي دانستند در عراق جمعيت بسيار زيادي شيعه زندگي مي کنند که با سقوط صدام فعاليت آنها جدي تر شد و آزادي بيان و ايستادگي در برابر ديکتاتورها موجب شد شيعيان پيشرفت خوبي داشته باشند. عراق کشوري عربي با زبان عربي است که وقتي که شيعيان آن اقدامي را پيگيري مي کنند در جهان اسلام به دليل قرابت زباني و فرهنگي تاثير بيشتري مي گذارد؛ در عراق شبکه هاي تلويزيون متفاوتي تاسيس شد و علما و شخصيت هاي شيعي در اين شبکه هاي مرتبط، عقايد شيعه و ديدگاه هايشان نسبت به پيامبر (ص) و اسلام را با استدلا مطرح کردند و به تدريج مردم متوجه شدند که بسياري از نسبت هايي که به شيعه داده مي شود دروغ است و ديدند که شيعه به تحريف قرآن اعتقاد ندارد و به صحابه احترام مي گذارد و براي حج به مکه مي رود نه کربلا و از طرفي متوجه شدند شيعه با منطقي قوي، دوستدار و پيرو اهل بيت (ع) است.

رحماني در تبيين روحيه ي اعتدال در ميان پيروان اديان و نفي افراطي گري در ترکيه مي گويد: تعصب مذهبي در ترکيه طي يک قرن اخير خيلي کم بوده و نتوانسته در ترکيه قوت بگيرد و هميشه ضعيف بوده است. يکي اينکه سيستم لاييک اجازه نداد افراد متعصب، کشور را با ديد مذهبي اداره کنند و ديگري عقايد صوفي گري در ترکيه بود که اجازه نداد افکاري مثل وهابيت که متعصب هستند و متأسفانه يک نوع ديد منفي و افراطي نسبت به مسايل دارند، اجازه ظهور و بروز پيدا کنند.

رحماني در ادامه توضيح مي دهد: سيستم لاييک هم دنبال اين نبود که دين را کلا از بين ببرد؛ سيستم لاييک اجازه نداد بعد اسلامي قوي تر شود اما به دنبال حذف آن نبود. نمي خواستند دين حاکم بر دولت باشد و در سياست داخل شود ولي در عين حال نمي خواستند دين را از بين ببرند و اگر هم مي خواستند، نمي توانستند از بين ببرند. عقايد را نمي توان از مردم گرفت. در دوران عثماني هم با گروه هاي افراطي مبارزه مي شد و مردم از آن دوران ضد افراط گرايي بوده اند. زماني که وهابي ها کربلا و نجف را اشغال کردند و شيعيان را کشتند، دولت عثماني ارتش فرستاد و با اين افراطيون جنگيد. اين دهه هاي آخر دولت لائيک قدري آزادي هم داشت مثلا شيعيان ممکن بود در دوران عثماني نمي توانستند همين مساجدي که امروز در استانبول هست بسازند اما دولت لاييک اجازه مي داد چون مجبور بود و امروز شما مي بينيد در سه مسجد استانبول صداي اشهد ان علي ولي الله مي آيد.

او که معتقد است شيعيان طي يک دهه گذشته در ترکيه از آزادي عمل بهتري برخوردارند دلايل آن را مجموعه اي از مسايل از جمله پيروزي انقلاب اسلامي و قوي تر شدن و روي کار آمدن اسلام گراها در کشورهاي اسلامي از جمله ترکيه مي داند و با تاکيد بر برخي رويکردهاي مثبت دولت ترکيه نسبت به شيعيان ، بيان مي کند: در اين حال مشکلي که با دولت ترکيه داريم اين است که ما مي خواهيم دولت، شيعيان را به رسميت بشناسد زيرا اين سيستم اجازه نمي دهد شيعيان و روحانيون شيعي دانشگاه اسلامي باز کنند يا در کشور حوزه علميه داشته باشند و از آنجايي که ما حوزه علميه مي خواهيم، به بخش ديانت ترکيه اعتراض داريم و مي گوييم شما آزادي عمل ما را مي گيريد. بايد دولت نسبت به همه مذاهب يکسان و يکسو عمل کند زيرا همه ما يکسان ماليات مي دهيم و دولت اين ماليات را مي برد به يک مرکزي که سني و حنفي است درحالي که اينها به مساجد ما خدمات نمي دهند.

رحماني با بيان اينکه همه مساجد شيعيان در ترکيه با امکانات خود شيعيان ساخته شده است و دولت ساخته نيست، يادآوري مي کند که شيعيان ترکيه با اعتقاد به اينکه حقوقشان در اين زمينه تضييع شده است، در اين بخش اعتراض دارند.

او با اشاره به اينکه جمعيت علوي ها در ترکيه بين 15 الي 20 ميليون تن است و در واقع با جمعيت شيعه حدود 20 ميليون علوي در ترکيه زندگي مي کنند بيان مي کند: در ترکيه علوي ها اثني عشري هستند و اينها از نظر عقيدتي با شيعه شباهت بسياري دارند و همان عقيده اي را دارند که ما نسبت به خدا و پيغمبر (ص) و امامان (ع) داريم ولي در بخش عمل در بخش فقه و نماز و روزه برخي اختلافات هست که قابل حل هستند زيرا آنها خود را مذهب جعفريه مي دانند و خودشان را متعلق به مکتب 12 امام (ع) مي دانند.

او درباره مجامع شيعيان در ترکيه مي گويد: مجمع علماي شيعه جمع شدند و يک مرکز را به نام اتحاد علماي شيعه تشکيل دادند که به تازگي افتتاح شده و مسوولان دولت و کشورهاي ديگر و همين طور نماينده مراجع عظام شرکت کردند و اين مرکز راه اندازي شد؛ در عين حال مراکز قوي ديگري هم در ترکيه هستند مثل مرکز زينبيه. در اين شرايط که شيعيان مي خواهند دولت را مخاطب قرار بدهند، بايد تشکيلات داشته باشند. زيرا نمي شود به طور مثال از يک مسجد رفت و با دولت وارد مذاکره شد.

او در پاسخ به سوالي درباره ضرورت توجه شيعيان به نهادسازي احتماعي و حقوقي براي پيگيري و دفاع از حقوق خود بيان مي کند: ما اقليت بوديم؛ به غير از ايران و عراق ما در کشورهاي مختلف در اقليت بوديم. بنابراين شايد شيعه کمتر مي توانست در موضع اقليت تشکيلات سازي و نهادسازي کند. اما اين انديشه حالا جدي تر شده است و بايد از فرصت ها به شکل مناسب بهره گرفت. الان در ترکيه مي بينيد که ما تا حالا مسجدي نداشتيم و تازه مسجد مي سازيم و امکانات کم بود. به هر حال جايي رسيديم که الحمدالله مثل گذشته نيست و با وجود اينترنت و ... شيعه حتي اگر يک درصد باشد مي تواند مکتب خود را به ديگران بشناساند.

رحماني در ادامه با اشاره به تبليغات ضدشيعي غرب مي گويد: بعد از انقلاب اسلامي در ايران غرب براي ضديت با انقلاب، مکتب شيعه را مورد هجمه قرار داد و ضد مکتب شيعه تبليغ کرد در حالي که مکتب تشيع بسيار مثبت بوده و دنبال بهانه براي رفاقت با عقايد و مکتب هاي ديگر است اما متأسفانه غربي ها براي اينکه بعد سياسي ايران را بزنند، مکتب شيعه را مورد تهاجم قرار دادند چون اکثر مردم ايران شيعه هستند و يکي از مراکز مهم شيعه و علما و مراجع شيعه است.

او در بيان انتظار شيعيان ترکيه از شيعيان ايران و عراق و حوزه هاي علميه قم و نجف اظهار مي کند: ما قبل از هر چيز از کشور خودمان انتظار داريم. فرق کشور ترکيه با کشور عربستان اين است که هر کشور ي که به مردم خودشان که اقليت باشند، آزادي بيان، آزادي زيست و آزادي عمل به اعتقاد خودشان را بدهد، چشم اين مردم نمي تواند به کشورهاي ديگر باشد. بعضي از مشکلات فقط مخصوص ماست. در کشورهايي که حقوق اقليتي از مردم را نمي دهند چشم به کشورهاي خارجي دارند مثلاً شما وقتي در کشور خودتان نمي توانيد عزاداري ماه محرم و عاشورا را انجام دهيد چشمتان کجاست؟ تلويزيون عراق و ايران است. آن چيزي که در کشور خودتان پيدا نمي کنيد دنبال کشورهاي ديگر هستيد و آن آزادي در کشور خودتان پيدا نمي کنيد را در کشورهاي ديگر جست وجو مي کنيد و وقتي آن زندگي آزادانه با عقايد خودتان را در کشورتان پيدا نکنيد مي رويد سراغ کشورهاي ديگر.

رحماني با طرح اين پرسش که چرا شيعيان ترکيه کشورشان را خيلي دوست دارند؟ خود پاسخ مي دهد: ما کشور خودمان را دوست داريم؛ شايد بيشتر از آنچه اقليت ها در کشورهايي ديگر دوست دارند. چرا؟ چون بيشتر آن چيزي که به اهل سنت داده شده به ما هم مي دهند؛ البته بعضي حقوق ما داده نشده اما آنها را هم دولت مي گويد بياييد بشينيم، صحبت و حل کنيم.

او با تاکيد بر شناخت بيشتر و آشنا کردن غربي ها با مباني فکري شيعه ازجمله ظهور مصلح آخر زمان (عج) معتقد است شيعيان مي توانند جداي از دولت ها با مردمان غرب ارتباط گرفته و با رعايت احترام به اديان مختلف ، مکتب خود را معرفي کنند.

رحماني با بيان اينکه شيعيان ترکيه مثل شيعيان همه کشورها به اعتقادات مختلف احترام مي گذارد و شيعه در اين کشور جماعتي محترم است، درباره شخصيت فرهنگي شيعيان ترکيه بيان مي کند که شيعيان با مرکزيت بخش اروپايي استانبول به لحاظ علمي، تحصيلي و تجارت رشد کرده اند و اين رشد موجب شده شيعيان به تبيين و تبليغ خود بپردازند و با روشهاي مختلف تبليغي از مجله و کتاب و رسانه و مراسم و برنامه هاي آگاهي بخش مختلف ، اثرات تبليغات سوء عليه تشيع را از بين ببرند.

او در عين حال به خطرات اخلاقي براي جوانان در شهرهاي بزرگ مثل استانبول و آنکارا اشاره مي کند و با بيان اينکه ساخت مساجد مانع از ترويج فساد بين جوانان مي شود، ابراز اميدواري مي کند، با راه اندازي رسانه و شبکه هاي تلويزيوني بتوان جوانان را جذب و عقايد شيعه را حفظ کرد.

او درباره وظيفه شيعيان در ارتباط با اهل سنت با استناد به ديدگاه آيت الله العظمي سيستاني بيان مي کند: اهل سنت برادران ما هستند و خود ما هستند. ما اهل سنت را از خودمان جدا نمي بينيم و وقتي مرجع ما اين را مي گويد، ما نيز به آن عمل مي کنيم.

رحماني در عين حال اختلافات مذهبي را يکي از مشکلات اصلي در آينده مسلمانان مي داند و از اين رو مسووليتي سنگين بر دوش متفکران مي بيند که بايد اجازه بروز اختلافات را ندهند و راه حل پيدا کنند.

او تاکيد مي کند که متفکران و علماي اهل سنت و علماي شيعه نبايد اجازه بدهند اين اختلافات گسترش پيدا کند.

رحماني با ابراز خشنودي از فعاليت بخش ترکيه اي سايت شفقنا که به زبان ترکي استانبولي و با مضاميني متفاوت فعاليت مي کند، اميدوار است که اين رسانه بتواند در مسير همگرايي و همزيستي مسلمانان گام بردارد و گفت و گوي درون ديني و بين ديني را تشويق کند و در ترکيه عقايد تشيع را توسعه دهد و معرف شيعه و شخصيت اجتماعي و فکري شيعيان باشد.

او نقش مرجعيت، روشنفکران و نخبگان و رسانه ها را در آينده شيعه مکمل يکديگر مي داند و يادآوري مي کند که اگر اين سه بخش با هم همسو باشند، ما مي توانيم آن اهداف وحدت آفرين نه تنها در ميان مسلمين بلکه در تراز انسانيت را به وجود بياوريم. مکتب شيعه هميشه دنبال صلح و همزيستي انسانها است.

او با اشاره به حفظ ديد عدالت گرايانه در شيعه و معرفي زندگي ائمه اطهار (ع) به عنوان مقياس عدالت مي گويد: عدالت گرايي شيعه زبانزد همه عقايد و مکاتب دنياست. امروز فرصتي در دست شيعيان است که بتوانند تشيع را آن طور که اميرالمؤمنين (ع) فکر و زندگي مي کرد معرفي کند نه آن طوري که خودمان زندگي مي کنيم و نبايد به زندگي اهل بيت (ع) از خودمان اضافه و کم کنيم.

رحماني تاکيد مي کند: شيعه به لحاظ کمي و کيفي رو به توسعه است و لذا سرنوشت عالم اسلام را به دست شيعيان مي بينم.

ياد آور مي شود رحيم انشان رحماني، مسوول مؤسسه آل البيت (ع) در ترکيه است که بيش از يک دهه است از ايران و پس از پايان تحصيلش در حوزه علميه قم به ترکيه بازگشته و به فعاليت هاي فرهنگي و مذهبي در حوزه ي شيعي اشتغال دارد. او يکي از روحانيان سرشناس ترکيه است که موسسه آل البيت (ع) را اداره مي کند؛ موسسه اي فرهنگي که تحت اشراف حجه الاسلام و المسلمين سيد جواد شهرستاني نماينده ي تام الاختيار حضرت آيت الله العظمي سيستاني است. اين موسسه موسسه اي فرادستي است که مراکز و مؤسسات ديگري ذيل آن مشغول فعاليت هستند و به فعاليت هاي مذهبي و فرهنگي گسنرده از جمله اقدامات پژوهشي و تبليغي، انتشار مجلات، ترجمه کتب، راه اندازي سايت هاي آموزشي و فرهنگي و آموزش و تفسير قرآن و برگزاري مراسم و مسابقات فرهنگي از جمله برنامه هاي آنان است که يک نمونه آن مرکز رسمي زن انديشمند است که تا به حال صدها نفر از خواهران انديشمند در آن مشغول فعاليت بوده و از دانشگاه هاي مختلف به زيارت عتبات مقدسه، مراکز مقدس و زيارتي فرستاده شده اند.

او در اين گفت وگو با اشاره به ايراد و ادعاي برخي از اهل سنت مبني بر اينکه شيعيان به قرآن کمتر اهميت مي دهند، به راه اندازي مراکز قرآني در سال هاي اخير اشاره مي کند که پاسخي مناسب به چنين ادعاهايي است و در ادامه بيان مي کند: با توصيه هاي حضرت آيت الله سيستاني، ارتباط بين مذاهب مختلف و اديان مختلف در دستور کار موسسات قرار گرفته و ما سعي مي کنيم ارتباط شيعيان با مراجع را هم برقرار کنيم تا بتوانند مشکلات علمي، ديني و شرعي خود را حل کنند و الحمدالله ارتباط خوبي با شيعيان و مسلمين کشورهاي مختلف از جمله ايران و عراق برقرار شده است.

رحماني در ادامه به راه اندازي مجلات و سايت هاي مختلف قرآني ويژه بانوان و جوانان و همچنين راه اندازي مجلاتي به زبان هاي آلماني و ترکي براي مهاجران ترک به آلمان که جمعيتي بالغ بر 4 ميليون هستند و تلاش براي برقراري ارتباط با مسلمانان و مسيحيان و پيروان ديگر اديان در اروپا اشاره مي کند و از اقداماتي که تاکنون انجام شده ابراز رضايت مي کند.