شگرد پیچیده در قتل عام گروه سگ های زرد پیام هایی که ادعای خواهران علی اکبر را تایید می کند

پیام های گروه ناشناس به خانواده علی اکبر رفیع، جوانی که پلیس نیویورک قتل عام گروه سگ های زرد را به او نسبت می دهد، پرده از ابعاد جدید این جنایت برداشت.

 پس از انتشار گزارش ویژه شوک در خصوص احتمال دست داشتن گروه های تروریستی در قتل عام گروه «سگ های زرد» خانواده علی اکبر رفیع پیام های متعددی را از افراد ناشناس دریافت کردند که نشان می دهد احتمال دست داشتن گروهک های تروریستی در قتل عام این گروه کم نیست و ادعای خواهران این جوان می تواند واقعیت داشته باشد.
روش جدید برای ترور شخصی به نام مهرداد با ارسال پیامی در فیس بوک به حمیده رفیع مدعی شده او نیز با چنین اتفاقی مواجه بوده و قربانی روش های جدید تروریست ها شده است. مهردادنوشته: «من دقیقاً حال این پسر بیچاره را درک می کنم و می توانم به شما اطمینان بدهم که وی راست می گفته ولی دیگران یا حرف های او را باور نکردند یا نخواستند اعتراف به دانستن کنند.» او اضافه کرده است: «آ نها همین بلاها را در ایران و اروپا سر من آوردند و زندگی مرا نابود کردند، برای کسانی که نمی دانند می گویم که این یک روش Manipulation است که بسیار پیچیده و حساب شده است و فکر می کنم از زمان همه گیر شدن موبایل امکان این عملیات ها به این پیچیدگی و گستردگی برای سازمان های اطلاعاتی و امنیتی فراهم شده است. در واقع روشی که قبلاً استفاده می شد
Anger management نام داشت که بسیار ساده تر و محدود تر بود که البته راه مقابله با آن هم بسیار ساده تر است.»
این ادعای جدید بهترین پیامی بود که حمیده رفیع دریافت کرده و ابعاد جدید این جنایت را برای او روشن ساخته است.
مشکل اسلحه حل نشد! پس از گذشت بیش از 10 روز از حادثه نیویورک هنوز پلیس این شهر پاسخی منطقی به اسلحه مورد استفاده نداده است. اسلحه کالیبر 308 که در این جنایت به کار رفته، یک سلاح نظامی است که خرید و فروش آن در امریکا ممنوعیت دارد. این سلاح در سال 2006 گم شده و پلیس نیویورک هم ادعا کرده در همان سال علی اکبر آن را خریده است. البته پس از این که مشخص شد این جوان برای نخستین بار در سال 2010 میلادی راهی امریکا شده، پلیس ادعا کرد علی اکبر در سال 2006 میلادی توسط یک واسطه این سلاح را شخصاً خریداری کرده؛ ادعایی که نه تنها غیر منطقی به نظر می آید بلکه با توجه به شرایط علی اکبر باور کردنی نیز نخواهد بود.
یا اطلاعاتشان غلط است و یا...
خواهر علی اکبر رفیع از مصاحبه هفته گذشته مادر آرش و سروش فرازمند- دو مقتول حادثه- عضو گروه سگ های زرد ناراحت است. وی در گفت وگو با شوک به این ادعاها پاسخ داد که می خوانید:
خانم رفیع خبر تازه ای از چگونگی جنایت ندارید؟
خیر، خبر تازه ای نداریم غیر از این حرف هایی که مادر برادران فرازمند زده است، البته ما ایشان را درک می کنیم ولی داغدار بودن دلیل نمی شود حرف های غیر واقعی مطرح شود!
کدام بخش حرف های خانم فرازمند غیر واقعی بود؟
اکثر صحبت هایشان حقیقت نداشت.
مثلاً ایشان گفته اند خانواده علی اکبر با موسیقی مشکل داشتند...!
خانواده من با موسیقی مشکل نداشتند بلکه پدرم با رفتن علی اکبر موافق نبود و می گفت در همین ایران به کار موسیقی بپردازد. حتی پیشنهاد می داد برای کسب درآمد در تالار ها ساز بزند.
بحث مشکل مالی چطور؟
کاملاً کذب است، اولاً علی اکبر کار می کرد و در آمد داشت، ثانیاً ما از ایران پول می فرستادیم حتی چندین بار از طریق خانواده فرازمند فرستادیم.
چرا مستقیم نمی فرستادی که به دست خودش برسد؟ به خاطر این که آرش و سروش پناهنده بودند و حساب بانکی داشتند ولی علی اکبر با ویزای کار آنجا بود و نمی خواست پناهنده شود، به همین دلیل هم حساب بانکی نداشت. حتی این اواخر که دو هزار دلار برایش فرستادیم فقط 700 دلار به او دادند و هزار و 300 دلارش را ندادند.
مادر آرش و سروش گفتند علی اکبر افسردگی داشته است...! باور نکنید، علی اکبر پسر آرام و کم حرفی بود ولی افسردگی نداشت، او ممکن بود ساعت ها بنشیند و حرفی نزد ولی کار خودش را دقیق انجام می دهد. علی اکبر آرام بود و بی سر و صدا و این با افسردگی خیلی فرق دارد.
گفته اند علی اکبر گیتار بلد نبود و از آرش و سروش یاد گرفت.
علی اکبر وقتی با آرش آشنا شد 12 سال بود که گیتار می زد، او شاگرد استاد ریاحی پور و در کارش واقعاً استاد بود. این که می گویند او بلد نبود جای تعجب دارد.
چه نکته دیگری در این گفت و گو بود که شما آن را غیر واقعی می دانید؟
اولاً ماجرای رفتن بچه ها به امریکا را اشتباه گفته اند. بچه ها یک سال در هند نبودند بلکه نزدیک به هفت ماه بودند، بعد هم ویزای آن ها گروهی و برای چهار نفر صادر شده بود. علی اکبر، پویا، آرش و آریا فقط می توانستند بروند و سروش خودش رفت یعنی اگر یک نفر نمی رفت بقیه هم نمی توانستند، حتی یادم می آید پای پویا شکسته بود و او را با همان پای شکسته بردند. ثانیاً این سیاوش کرمپور چه کسی است؟ همه گفتند ساسان مجروح شده ولی حالااین ها مدعی شده اند ساسان و سیاوش مجروح هستند، من فکر می کنم به این ها اطلاعات غلط داده اند و گرنه چه دلیلی دارد این حرف ها زده شود. ما درک می کنیم داغدار هستند، ما هم داغداریم ولی خانم فرازمند می گوید این کار یک نفر نبوده، ما هم می گوییم نبوده، ما هم می گوییم یک گروه این جنایت را مرتکب شده اند و برادر من هم قربانی این جنایت شده، برادر من نه قاتل بوده و نه خودکشی کرده است او چند بار گفته بود اگر شنیدید من خودکشی کرده ام باور نکنید، این در پیام هایی که برای من نوشته هم وجود دارد، پس به جای این که به همدیگر تهمت بزنیم بهتر است اطلاعات درست به مردم بدهیم تا شاید اولاً عاملان این جنایت شناسایی شوند و ثانیاً جوانان دیگری مثل فرزندان شما و برادر من قربانی این حوادث نشوند.
مراسم خاکسپاری و ختم برگزار شد مراسم خاکسپاری و ختم آرش و سروش فرازمند روزهای چهارشنبه و جمعه برگزار شد و پیکر این دو برادر پس از انتقال به ایران در بهشت زهرا(س) آرام گرفت.